نوشته شده توسط : webhostteam

c

 


پس آیا من تفاوت زیادی را حس خواهم کرد؟

ما در حال صحبت کردن راجع به یک پرش در کیفیت هستیم از SD (480) به HD (1080) و ۴K با ۱۰۸۰ پیکسل در صفحه. اما چند دلیل که ممکن است تو مثل زمانی که تلویزیون خود رو از CRT های قدیمی به تلویزیون های تخت الان تغییر می دهی احساس نکنی .

زمانی مردم از ۴۸۰ به ۱۰۸۰ می روند یک احساس خوبی دارد و یک تغییر بزرگ را احساس می کنند. اندازه صفحه بیشتر شده و کیفیت هم همین طور ولی الان از نظر اندازه تقریبا یکسان است تازه در خیلی از مدل های محبوب در محدوده ۴۰ اینچ تا ۷۰ اینچ در حال سقوط کردن است.

البته در دو موضوع شما می توانید کیفیت خوبی را احساس کنید : ۱) تماشا کنید محتوا و مطالب را از طریق آن ۲) به اندازه کافی به آن نزدیک شوید.

 
به اندازه کافی به آن نزدیک شوید؟

بله. فاصله خیلی می تواند تاثیر گذار در این زمینه باشد اگر به یا داشته باشید تحقیقاتی که اپل بر روی شبکیه و فاصله تا صفحه انجام داده بود متوجه می شوید.

برای تشخیص پیکسل ها بیشتر فاصله خیلی می تواند موثر واقع شود. و این نمودار این را نشان می دهد.

نمودار مقایسه سایز صفحه با فاصله بیننده از صفحه

 تفاوت ۴k  با Ultra HD چیست؟

 


تفاوت ۴k  با Ultra HD چیست؟

می‌توان بزرگترین تفاوت دو عنوان بالا را بدین گونه بیان کرد. ۴K استاندارد سینما و تولیدکنندگان محتوا و UHD استاندارد تولیدکنندگان صفحه‌نمایش و تلویزیون و پخش‌کنندگان محتوا است. برای بررسی دلیل تناقض بوجود آمده کمی به گذشته باز می‌گردیم و تاریخچه این دو استاندارد را مرور می‌کنیم.

واژه ۴K توسط کنسرسیوم سینمای دیجیتال عنوان شد. کنسرسیومی متشکل از استودیوهای فیلم‌سازی که استاندارد تولید محتوا را تعیین می‌کند. رزولوشن تعریف شده برابر ۴۰۹۶ در ۲۱۶۰ پیکسل، ۴ برابر رزولوشن استاندارد قبلی تولید و ویرایش محتوا (۲k یا ۲۰۴۸ در ۱۰۸۰ پیکسل)، است. واژه ۴K نیز به معنی ۴ هزار پیکسل افقی است هم‌چنین با استفاده از JPEG2000 که عمق رنگ ۱۲بیت و بیت‌ریت تا ۲۵۰ مگابیت بر ثانیه دارد، فشرده و پخش می‌شود.

UHD یا Ultra High Definition استاندارد ارتقا یافته full HD است که رزولوشنی برابر ۱۹۲۰ در ۱۰۸۰ داشت. UHD رزولوشن قبلی را ۴ برابر کرده است و به عدد ۳۸۴۰ در ۲۱۶۰ رسیده است. همانطور که ملاحظه می‌کنید UHD و ۴K متفاوت هستند و در حالی که تمامی تلویزیون‌های موجود برچسب ۴K را یدک می‌کشند، در واقع از رزولوشن UHD بهره می‌برند. با این که تعداد اندکی از پنل‌های موجود از رزولوشن ۴K و در نتیجه نسبت تصویر ۱.۹:۱ استفاده می‌کنند، اکثر تلویزیون‌های موجود از استاندارد UHD و نسبت تصویر ۱.۷۸:۱ استفاده می‌کنند.

 
۸k  چیست؟

در حالی که ۴k هنوز در حال ظهور است، فن آوری ۸k مدتی است  در بازار خود نمایی می کند و بسیاری از تولید کنندگان تلویزیون مجموعه هایی از نمونه های اولیه ۸k را به نمایش گذاشته اند. تمامی مشکلات انتقال فن آوری ۴k زمانی سخت تر می شود که می خواهید جزئیات کافی را برای پر کردن ۷۶۸۰ x 4320 پیکسل تلویزیون های ۸k فراهم آورید. تحقیقات شبکه جهانی NKH نشان می دهد که کیفیت ۸k به حدی است که تشخیص تصویر از واقعیت را برای افراد سخت می سازد. این پدیده را می توان کامل ترین شکل تلویزیون به شمار آورد.



:: بازدید از این مطلب : 33
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : دو شنبه 19 تير 1396 | نظرات ()
نوشته شده توسط : webhostteam

 

 

ایلوستریتور ( Illustrator)

یکی دیگر از نرم افزار های قدرتمند ادوبی ایلوستریتور می باشد که مزیت این نرم افزار برداری بودن آن است یعنی می توان با آن عکس های وکتوری تولید نمود که ویژگی های این تصاویر این است که به علت برداری بودن آن که با معادلات ریاضی ساخته شده است.

هرچه روی آن زوم شود کیفیت آن کم نمی شود. معمولا از این برنامه بیشتر برای کشیدن تصاویر، کارتون ها، نمودارها، چارت ها و لوگو ها استفاده می کنند. از معایب تصاویر وکتور این است که کارتونی هستند و مثل تصاویر پیکسلی واقعی نیستند.

برنامه illustrator

رقیب این نرم افزار کورل دراو ( Corel Draw ) می باشد که به علت این که این نرم افزار با فتوشاپ ارتباط بهتری دارد و می توان ادامه طراحی را از این نرم افزار وارد دیگری شد خیلی از طراحان این نرم افزار را ترجیح می دهند.
کورل دراو (Corel Draw)

شرکت کورل که یکی از بهترین شرکت های تولید نرم افزارهای گرافیکی می باشد رقابت تنگاتنگی با شرکت ادوبی دارد که خیلی از طراحان نرم افزارهای این شرکت را ترجیح می دهند. نرم افزار کورل مانند ایلوستریتور یک نرم افزار برداری است که طرح های آن با معادلات ریاضی ساخته می شود.

برنامه گرافیکی کورل

مزیت این نرم افزار راحتی طراحی با آن می باشد و مخصوصا جاهایی که کارشان طراحی لوگو یا چاپ روی غیر کاغذ است از این نرم افزار استفاده می کنند. البته نرم افزار های برداری برای کارهایی با سایز های بالا پرکاربرد هستند زیرا اگر بخواهند تصاویر را با نرم افزارها پیکسلی بالا بیاورند حجم بسیار بالا و لود بسیار سنگینی خواهند داشت.

 


 ایلوستریتور ( Illustrator)


طراحی سه بعدی ( ۳D Max )

همان طور که از اسم این نرم افزار مشخص است برای طراحی های سه بعدی استفاده می شود. نرم افزار تری دی مکس ۳ (ds max) یکی از قدرتمند ترین نرم افزارهای موجود در زمینه ی صنعت سه بعدی می باشد. در زمینه های مختلفی از این نرم افزار استفاده می شود که می توان به موارد زیر اشاره نمود.

برنامه سه بعدی 3d Max

در طراحی صنعتی برای ساخت مدل و نمایش دادن یک نمونه اولیه از یک پروژه

در بازی سازی برای ساخت کاراکتر و مدل سازی حرکت ها و فضا

در معماری برای طراحی داخلی مثل ساخت کابینت میز صندلی و…

برای جلوه های ویژه و تصاویری هنری که شباهتی به نقاشی دارند



:: بازدید از این مطلب : 35
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : دو شنبه 19 تير 1396 | نظرات ()
نوشته شده توسط : webhostteam

مسئله بسیار مهمی که اکنون باید بدانید این است که سه ابزار «دیافراگم»، «شاتر» و «حساسیت»، «مثلث نوردهی» را تشکیل می‌دهند. این سه عنصر، مقدار نور وارد شده به دوربین و مقدار نور جذب شده توسط سنسور را، برای نوردهی مناسب کنترل می‌کنند.

بنابراین، این سه عنصر به یکدیگر متصل بوده، و درک رابطه بین آنه باعث می‌شود تا کاملاً بر دوربین و عکاسی مسلط شوید. تغییر یکی از آنها، دو عنصر دیگر را تحت تاثیر قرار می‌دهد. بطور مثال صحنه‌ای را فرض کنید که با دیافراگم f/8.0، سرعت شاتر 1/10 ثانیه و حساسیت ISO 400 نوردهی لازم برای دوربین انجام شود. حال برای کاهش عمق میدان تصمیم می‌گیرید تا از دیافراگم بازتری استفاده کنید. دیافراگم را ۲ پله بازتر کرده و بر روی f/4 قرار می‌دهید. هر پله دیافراگم از پله بعدی خود به میزان ۲ برابر نور بیشتری را عبور می‌دهد. بنابراین با توجه به اینکه دیافراگم را ۲ پله بازتر کرده‌اید، درحال حاضر نوردهی شما ۴ برابر شده‌است. حال برای نوردهی درست، باید نور وارد شده را چهار برابر کمتر کنید و به یک چهارم برسانید. حال برای این کار از 3 روش می‌توانید استفاده کنید:

الف) سرعت شاتر را به میزان ۴ برابر سریع‌تر کنید. در واقع از 1/10 ثانیه به 1/40 ثانیه برسانید. با ۴ برابر سریع‌تر شدن سرعت شاتر، نور وارد به دوربین ۴ برابر کمتر می‌شود.

ب) حساسیت را به میزان ۴ برابر کاهش دهید. در واقع حساسیت را که بر روی ISO 400 قرار داشته باید به ISO 100 تغییر دهید.

ج) هم سرعت شاتر و هم حساسیت را تغییر دهید. به این شکل که سرعت شاتر را به میزان دو برابر افزایش داده و حساسیت را به میزان دوبرابر کاهش دهید. پس سرعت شاتر را به 1/20 ثانیه می‌رسانید و حساسیت را روی ISO 200 قرار می‌دهید. با این کار آن دو پله نور اضافی جبران می‌شود.

دیافراگم، شاتر و حساسیت، سه فاکتوری هستند که به یکدیگر متصل بوده و به طور مستقیم نوردهی را تحت تاثیر قرار می‌دهند. وظیفه شما به عنوان عکاس، بالانس کردن این سه با یکدیگر برای رسیدن به نوردهی مناسب در شرایط مختلف است. نمونه ذکر شده، تنها به عنوان مثالی ذکر شد، تا رابطه این سه ابزار با یکدیگر و نحوه تاثیر گذاری آنها بر نوردهی و بر یکدیگر را درک کنید.

با استفاده از حالت‌های عکاسی نیمه خودکار، عملاً نیازی به انجام این محاسبات نخواهید داشت و دوربین خود بر اساس انتخاب‌های شما نور سنجی و نوردهی را انجام می‌دهد. اما قطعاً تسلط به این کار به شما کمک می‌کند تا بطور کامل عکاسی را فراگرفته و در ضمن امکان بکار بردن خلاقیت‌هایی که در حالت نیمه خودکار امکان انجام آنها نیست، برای شما میسر شود. فراموش نکنید که برای تبدیل شدن به یک عکاس حرفه‌ای، حتماً باید بر مسئله مثلث نوردهی مسلط شده و توانایی کار در حالت دستی را داشته باشید.

با توجه به تمام مسائل گفته شده، باید اضافه کنم که این دوربین است که نوردهی درست را، بر اساس مقدار نور وارد شده به دوربین، محاسبه می‌کند. اما دوربین این کار را چگونه انجام می‌دهد.

هنگامی که یک عکس می‌گیرید، در همه حالت‌هایی که ذکرشان آمد، دوربین سعی می‌کند تا نوردهی درست را با گرفتن «معدل» (Average) نور صحنه محاسبه کند. دوربین با سنجش میزان نور کل صحنه، و با تخمین مناطق تاریک و مناطق روشن صحنه، کل صحنه را به یک تون نوری تبدیل کرده و این تون نوری را «خاکستری 18%» یا همان «خاکستری میانه» در نظر می‌گیرد. سپس بر اساس مقدار نیاز این خاکستری، نور دهی مناسب را انجام می‌دهد.

به این کار دوربین، نورسنجی می‌گویند، و به همین دلیل هم است که وقتی از یک صحنه روشن مانند یک روز برفی عکاسی می‌کنید، عکس تاریک‌تر از آنچه که با چشمان خود دیده‌اید می‌شود. بطور مشابه، همین اتفاق زمانی که از یک محوطه تاریک عکس می‌گیرید نیز صدق می‌کند و در آنجا عکس روشن‌تر از واقعیت صحنه ثبت می‌شود.

دوربین همیشه از نور صحنه معدل گیری می‌کند و در اغلب اوقات نیز این نوع نورسنجی نتیجه درستی به همراه دارد. با این حال شما می‌توانید، به شیوه‌های دیگر نورسنجی، تنها مناطق موردنظرتان را برای دوربین به عنوان مبنای نورسنجی قراردهید.



:: بازدید از این مطلب : 49
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : پنج شنبه 31 فروردين 1396 | نظرات ()
نوشته شده توسط : webhostteam

حساسیت، همانطور که از نام آن پیداست، معیاری است برای مشخص کردن میزان حساسیت سنسور به نور. در عکاسی با فیلم، در شرایط مختلف نوری، از فیلم‌هایی با حساسیت‌های متفاوت استفاده می‌شد. همین حالت در عکاسی دیجیتال هم حکم‌فرماست، با این تفاوت که حساسیت سنسورها قابل تغییر بوده و می‌توان با توجه به شرایط، آن را تغییر داد. مقدار حساسیت از iso 100 که پایین‌ترین حساسیت است تا iso 6400 که بالاترین حساسیت است، تعریف می‌شود. البته این دامنه حساسیت در برخی دوربین‌ها متفاوت بوده و حساسیت‌های بالاتر و پایین‌تری هم دارند. نکته مهمی که در این زمینه باید به آن توجه کنید این است که در حساسیت‌های بالا، به دلیل فرآیندهای الکترونیکی تقویت حساسیت سنسور به نور، عکس دارای نویز خواهد شد . میزان این نویز در دوربین‌های مختلف متفاوت است، اما در همه دوربین‌ها مشخصاً با افزایش حساسیت، میزان این نویزها افزایش پیدا می‌کند.

هرقدر حساسیت کمتری برای عکاسی انتخاب شود، حساسیت سنسور به نور کمتر شده و نیازمند نور بیشتری برای ثبت عکس است. طبیعتاً با بالا بردن حساسیت سنسور، نور کمتری برای ثبت عکس نیاز است. برای درک بهتر این مقوله، به دو شرایط مختلفی که در زیر می‌آوریم دقت کنید.

مقادیر پایین حساسیت

وقتی در محیط باز با نور کافی عکاسی می‌کنید، نور به میزان نیاز سنسور برای ثبت عکس وجود دارد و سنسور نیازی به حساسیت بیشتر برای ثبت نور ندارد. بنابراین، با استفاده از حساسیت‌های پایین اقدام به عکاسی می‌کنید که نتیجه آن عکسی با کیفیت بالا و کمترین نویز است.

کس بالا با حساسیت ISO 100 گرفته شده‌است. همانطور که مشاهده می‌کنید، هیچ نویزی، حتی در برش 100% عکس مشاهده نمی‌شود و عکس کیفیت بسیار بالایی دارد.

مقادیر بالای حساسیت

اگر در محیطی با شرایط نوری کم عکاسی کنید (مانند موزه، کلیسا و …)، نور کافی برای جذب شدن بر روی سنسور وجود نخواهد داشت. مقادیر حساسیت‌ بالا، آنقدر حساسیت سنسور را افزایش می‌دهند که همان نور کم هم به ثبت درست عکس کافی خواهد بود. این افزایش حساسیت، همانطور که گفته شد، عواقبی در پی خواهد داشت که از آن جمله تشکیل نویز و یا افزایش آن است که از وضوح و کیفیت عکس می‌کاهد. نکته قابل توجه این است که نویز در مناطق تاریک عکس بیشتر تشکیل می‌شود.

عکس بالا در هنگام غروب آفتاب گرفته شده‌است و این به آن معنی است که نور کافی برای ثبت درست عکس وجود نداشته است. بنابراین حساسیت ISO 4000 برای این عکس انتخاب شده، تا توانایی ثبت درست عکس وجود داشته باشد. البته در برش 100% عکس نویزها کاملاً خود را نشان می‌دهند.

نکته : بطور خلاصه باید گفت که همیشه سعی کنید حساسیت دوربین خود را در پایین‌ترین مقدار خود نگه دارید. سعی کنید تا جای ممکن با بازکردن دیافراگم و پایین آوردن سرعت شاتر به نوردهی مناسب برسید. حساسیت باید آخرین ابزار برای تقویت نوردهی عکس باشد. در ضمن مقدار نویز تشکیل شده بر روی عکس در دوربین‌های مختلف متفاوت است، و همین مقدار نویز یکی از اصلی‌ترین معیارهای تشخیص کیفیت در دوربین است.

غالب دوربین‌های DSLR ، قابلیت تنظم خودکار حساسیت (Auto ISO)را در خود دارند. در این حالت، دوربین بر حسب نور صحنه، تا جای ممکن حساسیت را پایین نگه داشته و در صورت کم بودن نور به افزایش حساسیت می‌پردازد. حساسیت خودکار ابزاری بسیار کار‌آمد است که این امکان را به شما می‌دهد که حداکثر افزایش حساسیت را به کنترل خود در بیاورید. بطور مثال با تعیین حداکثر حساسیت بر روی ISO 1600 ، دوربین در تاریک‌ترین شرایط نوری ممکن، حساسیت را نهایتاً تا ISO 1600 بالا می‌برد. در این موارد، با آزمایش دوربین خود، باید حداکثر حساسیت ممکنی که عکسی با نویز مناسب در اختیارتان قرار می‌دهد شناخته و حساسیت دوربین در حالت حساسیت خودکار را روی آن قرار دهید. در نظر داشته باشید که هنگام عکاسی از سوژه‌های ثابت مانند منظره، باید با استفاده از سه پایه، از سرعت شاتر پایین استفاده کرده و حساسیت را در پایین‌ترین مقدار آن قرار دهید، تا نویز عکس به حداقل مقدار ممکن برسد.



:: بازدید از این مطلب : 41
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : پنج شنبه 31 فروردين 1396 | نظرات ()
نوشته شده توسط : webhostteam

همانند حالت عکاسی اولویت دیافراگم، این حالت نیز حالتی نیمه خودکار محسوب می‌شود. در این حالت با کنترل سرعت شاتر توسط عکاس، سایر مقادیر توسط دوربین و با توجه به مقدار نور صحنه تنظیم می‌گردد. میزان سرعت شاتر بر حسب ثانیه است که البته مقادیر رایج درج شده روی دوربین بر حسب کسری از ثانیه است. شاتر، میزان زمانی است که سنسور نور صحنه را دریافت می‌کند. طبیعتاً هرقدر سرعت شاتر آهسته‌تر باشد، سنسور نور بیشتری دریافت کرده و هرقدر سرعت شاتر بالاتر باشد، سنسور نور کمتری دریافت می‌کند.

سرعت شاتر بالاتر زمانی کاربرد دارد که قصد عکاسی از یک سوژه متحرک، مانند یک رویداد ورزشی و یا حیوانی که درحال دویدن است را دارید.

ر عکس بالا، برای اصطلاحاً «فیریز» کردن این پرنده که درحال پرواز است، از سرعت شاتر 1/4000 ثانیه استفاده شده‌است.

سرعت شاتر پایین، زمانی کابرد دارد که قصد انتقال حس متحرک بودن سوژه، به مخاطبتان را دارید. البته کاربرد دیگر آن، محو کردن سوژه متحرکی همانند آب روان یک آبشار است. توجه داشته باشید که فقط با سه پایه و فیکس کردن دوربین است که می‌توانید از این کاربرد‌های سرعت شاتر پایین استفاده کنید.

ر عکس بالا، برای ثبت کردن حالت محو آب، و انتقال حس جاری بودن آن، از سرعت شاتر 6 ثانیه استفاده شده‌است.

این حالت عکاسی کاربرد فراوانی دارد. بطور مثال با قرار دادن سرعت شاتر بر روی 1/80 ثانیه، براحتی می‌توانید اقدام به عکاسی کنید و مطمئن باشید که هم سوژه‌های نسبتاً متحرک را درست ثبت کرده‌اید و هم به میزان لازم از مزایای سرعت شاتر پایین که جذب بیشتر نور توسط سنسور است استفاده کنید . این شیوه توسط بسیاری از عکاسان حرفه‌ای نیز استفاده می‌شود. اگر تازه کار هستید و قصد عکاسی دارید، این شیوه در شرایط مختلف بسیار برای شما کار‌آمد خواهد بود.

P : حالت برنامه

حالت برنامه، حالتی است که نوع کابری آن، بین نیمه خودکار و کاملاً دستی است. در این حالت قابلیت تغییر سرعت شاتر و دیافراگم بطور همزمان در اختیار شما قرار می‌گیرد، با این توضیح که نور سنجی بر عهده دوربین بوده و با تغییر یکی از این دو مقادیر توسط عکاس، دوربین مقدار دیگر را با توجه به نور صحنه کم و زیاد می‌کند. در واقع این حالت، هردوحالت قبلی را شامل شده و امکان سوییچ کردن سریع بین دیافراگم و سرعت شاتر را برای شما محیا می‌سازد.

M : حالت دستی (Manual)

در حالت دستی، همانطور که از نام آن پیداست، تمام تنظیمات دوربین بطور کامل در اختیار عکاس قرار می‌گیرد و در واقع دوربین بنده عکاس می‌شود. نکته مهم در این حالت این است که نورسنجی نیز بر عهده عکاس بوده و از طریق شاخصی که در نمایشگر و یا چشمی دوربین نمایش داده می‌شود، میزان کم و یا زیاد بودن نور دریافتی توسط سنسور مشخص می‌شود. در این حالت می‌توانید با تغییر دیافراگم و سرعت شاتر به نور ایده‌آل خود برسید.

نکته : برای شروع عکاسی، حالت‌های اولویت شاتر و اولویت دیافراگم بسیار مناسب هستند و باعث می‌شوند به درک درستی از کاربرد این دو ابزار رسیده و کم کم خلاقیت‌های خود را بکار ببندید.



:: بازدید از این مطلب : 40
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : پنج شنبه 31 فروردين 1396 | نظرات ()
نوشته شده توسط : webhostteam

هترین گزینه برای شروع آموزش، معرفی حالت‌های عکاسی است. در اکثر دوربین‌های عکاسی حالت‌های عکاسی با نام‌های Auto، M، Av، Tv و P وجود دارد. این گزینه‌ها که اغلب بر روی دکمه چرخاننده‌ای بر روی بالای دوربین قرار دارند، ممکن است با گزینه‌های دیگری نیز همراه باشند. تنظیم حالت عکاسی، تعیین می‌کند که دوربین شما هنگام عکاسی چگونه عمل کند. بطور مثال در حالت Auto ، دوربین شما بر اساس نور صحنه، مقادیر دیافراگم، سرعت شاتر و حساسیت را انتخاب می‌کند. در حالت‌های دیگر، مقادیری از اینها تحت کنترل خودتان است.

گر قسمت «حالت‌های عکاسی» در دوربین شما با چیزی که توضیح دادیم متفاوت است، نیازی به نگرانی نیست. این تفاوت‌ها تنها در شیوه نام‌گذاری است و عملکرد آنها کاملاً یکسان است. البته در ادامه اسم‌های رایج دیگر این حالت‌ها را نیز ذکر می‌کنیم.

Av یا A : اولویت دیافراگم

در این حالت، مقدار باز بودن دهانه دیافراگم توسط شما تنظیم شده و دوربین بر اساس نور صحنه، سرعت شاتر را تنظیم می‌کند. در واقع این حالت، حالتی نیمه اتوماتیک است که کنترل دیافراگم را در اختیار شما قرار می‌دهد. اما کنترل دیافراگم و باز و بسته بودن آن چه تاثیری بر روی عکس دارد؟

عدد دیافراگم، بیان کننده مقدار باز بودن دهانه دیافراگم در پشت لنز است، که خود در مقدار نور وارد شده به دوربین تاثیر مستقیم دارد.

عدد دیافراگم تحت واحد f-Stop بیان می‌شود و معمولاً بصورت کسر و قرارگیری عددی در مخرج حرف f مشخص می‌شود، مانند؛ f/2.0، f/2.8، f/4.0، f/5.6، f/8.0 و … است که خود این عدد بیان کننده نسبت فاصله کانونی به عدد دیامتر است. بنابراین، دیافراگم بزرگ‌تر و بازتر، دیافراگمی است که عدد f آن کوچک‌تر باشد. پس بین اعداد دیافراگمی که گفتیم، f/2.0 دیافراگم بازتری داشته و میزان نور بیشتری را از خود عبور می‌دهد. همچنین دیافراگم کوچک‌تر و بسته‌تر، دیافراگمی است که عدد f آن بزرگ‌تر باشد، مانند f/8.0 ، که این یعنی میزان نور کمتری را از خود عبور می‌دهد. پس اینجا رابطه بین عدد بیان شده و دیافراگم معکوس بوده و عدد f کوچک‌تر یعنی دیافراگم بازتر، و عدد f بزرگ‌تر یعنی دیافراگم بسته‌تر.

یافراگم یکی از مهم‌ترین ابزار‌هایی است که در اختیار عکاس قرار داشته و بصورت مستقیم بر روی عمق میدان عکس – میزان فاصله بین اولین سوژه فوکوس (واضح) تا آخرین سوژه فوکوس – تاثیر می‌گذارد. هرقدر دیافراگم بازتر باشد، عمق میدان کمتر شده و هرقدر دیافراگم بسته‌تر باشد عمق میدان بیشتر می‌شود. عکسی که در زیر مشاهده می‌کنید، نمونه یک عکس با عمق میدان زیاد است. از پیش زمینه عکس تا پس زمینه که کوه در آن قرار دارد، بصورت واضح ثبت شده‌اند. عمق میدان زیاد بیشتر در عکاسی مناظر کاربرد دارد.

رای ثبت این عکس، دیافراگم f/13 انتخاب شده‌است که بخوبی تاثیر آن را در بیشتر شدن عمق میدان مشاهده می‌کنید. همانطور که گفته شد، دیافراگم باز، باعث کم شدن عمق میدان می‌شود. عمق میدان کم اغلب در عکاسی پرتره و عکاسی حیات وحش کاربرد دارد. عکس زیر نمونه‌ای از عمق میدان کم را نشان می‌دهد.

رای این عکس از دیافراگم f/4.5 استفاده شده‌است. می‌بینید که غیر از سوژه اصلی، پیش زمینه و پس زمینه بطور کامل وضوح خود را از دست داده‌اند.

بنابراین، با استفاده از حالت عکاسی Av یا A و یا همان «اولویت دیافراگم»، می‌توانید با کنترل میزان باز بودن دهانه دیافراگم، عمق میدان عکس را کنترل کنید. این شیوه بیشتر در زمانی کاربرد دارد که فوکوس کردن سوژه دشوار باشد و یا قصد ثبت کردن سوژه‌های بیشتری را بصورت واضح داشته باشید.



:: بازدید از این مطلب : 36
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : پنج شنبه 31 فروردين 1396 | نظرات ()
نوشته شده توسط : webhostteam

این حالت در دوربین های دیجیتال با حرف S یا عبارت TV نشان داده می شود.این حالت شباهت زیادی به حالت تقدم دیافراگم دارد، با این تفاوت که این بار شما سرعت شاتر را مشخص می کنید و دوربین بقیه تنظیمات را با آن هماهنگ می سازد.

 

از این حالت زمانی استفاده کنید که نیاز به کنترل دستی سرعت شاتر دارید، برای مثال اگه بخواهید از اجسام متحرک یا صحنه های ورزشی عکس برداری کنید نیاز به سرعت شاتر بالا دارید تا حرکت را تثبیت یا فریز نمایید.در سوی دیگر شاید شما بخواهید حرکت یک سوژه را نشان دهید و یا شیء ای را در حالت بلار ثبت کنید مانند عکاسی از یک آبشار، در این حالت شما باید سرعت شاتر پایینی را انتخاب نمایید.همچنین در شرایط نور کم شما باید از سرعت شاتر پایین تر استفاده کنید.

حالت کاملا دستی:
این حالت معمولا در دوربین های دیجیتال با حرف M که مخفف عبارت Manual است نمایش داده می شود.حالت تمام دستی مخصوص حرفه ای هاست،در این حالت شما کنترل کامل بر تمامی تنظیمات دوربین تان خواهید داشت و باید برای تنظیم دیافراگم،سرعت شاتر،ایزو و… فکر کنید و آن ها را به شکل هماهنگ و مکمل تنظیم نمایید.

 

کار کردن با این حالت این امکان را به شما می دهد که دقیقا همان عکسی را که می خواهید ثبت نمایید.البته شما باید قبل از استفاده از این حالت، طرز کار آن و قوانین و روابط مربوط به دیافراگم،شاتر،ایزو،تراز سفیدی و … را آموخته باشید.

 

به دلیل مشکلات و سختی ای که در استفاده از این حالت است اغلب دارندگان دوربین های دیجیتال ترجیح می دهند از حالت های اتوماتیک و یا نیمه اتوماتیک استفاده کنند.البته نباید فراموش کنیم که عکاسان حرفه ای در اکثر مواقع از حالت تمام دستی استفاده می کنند.

گر یک دوربین DSLR بخرید، بعد از بازکردن جعبه آن، با انبوهی از کلیدها و سوییچ‌ها طرف می‌شوید. کار کردن با حالت دستی (Manual) کمی پیچیده است، بنابراین حالت خودکار (Automatic) را انتخاب می‌کنید تا بتوانید با راحت‌شدن از پیچیدگی‌های این کلیدها، آسوده عکاسی کنید. البته استفاده از حالت خودکار ایرادی ندارد، اما اگر نتوانید از حالت دستی دوربین استفاده کنید، دوربین شما عملاً با یک دوربین کامپکت تفاوت چندانی نخواهد داشت.

گر شما هم جزو کسانی هستید که تازه عکاسی با دوربین DSLR را شروع کرده‌اند، و توانایی کار در حالت دستی و دیگر حالت‌های قابل تنظیم این دوربین‌ها را ندارند، بهتر است این مقاله را دنبال کنید. در این مقاله قصد داریم بطور موجز به معرفی قسمت‌های مختلف دوربین‌های DSLR پرداخته و به شما کمک کنیم تا درحالت‌های غیرخودکار عکاسی کنید و از خلاقیت‌هایی که در اختیارتان قرار می‌دهد استفاده کنید. با توجه به اینکه این مقاله بصورت کلی برای دوربین‌های DSLR نوشته شده‌است، قطعاً از بیان جزئیات تک‌تک مدل‌های متفاوت دوربین پرهیزشده و تنها درمورد اساس امکانات DSLR که در دوربین‌های مختلف وجود دارد صحبت شده‌است.



:: بازدید از این مطلب : 38
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : پنج شنبه 31 فروردين 1396 | نظرات ()
نوشته شده توسط : webhostteam

حالت منظره یا چشم انداز دقیقا در نقطه ی مقابل و متضاد حالت پرتره قرار دارد.در این حالت دوربین روزنه دیافراگم را می بندد یعنی عدد دیافراگم بیشتری را انتخاب می کند تا مطمئن شود اکثر و یا تمام آنچه در صحنه ی کادر شما وجود دارد در حالت فوکوس قرار می گیرد، به عبارت دیگر در این حالت دوربین عمق میدان زیاد و گاها بی انتهایی را به شما می دهد تا تمام آنچه در کادر شما وجود دارد فوکوس شود.

 

این حالت برای عکاسی از صحنه ها و کادرهای عریض، مخصوصا صحنه هایی که در آن نقاط جذاب و موردنظر در فاصله های متفاوتی از دوربین قرار دارند بسیار مناسب است.گاهی ممکن است در زمان استفاده از این حالت دوربین شما برای جبران کردن روزنه باز دیافراگم از سرعت شاتر پایینی استفاده کند، به همین دلیل پیشنهاد می کنیم هنگام استفاده از این حالت از سه پایه استفاده کنید و یا دوربین خود را در جایی قرار دهید که از ثابت بودن آن مطمئن باشید.

حالت ورزشی برای عکس برداری از سوژه های متحرک استفاده می شود، البته در بعضی از دوربین ها نام این حالت اکشن است.از این حالت می توان برای عکس برداری از هر شیء متحرکی استفاده کرد، از انسان های در حال ورزش گرفته تا سگ و گربه و حیوانات مختلف که در حال دویدن یا فرار کردن هستند.

 

عملکرد حالت ورزشی به این شکل است که با بالا بردن سرعت شاتر، سوژه ی متحرک را ثابت یا اصطلاحا فریز می کند.البته از این حالت می توانید برای پیاده سازی تکنیک پنینگ نیز استفاده کنید، به این شکل که نقطه ی فوکوس را از قبل تنظیم نموده و همراه سوژه دوربین را با سرعتی متناسب با سرعت سوژه حرکت دهید، نتیجه ای که حاصل می شود به بیننده این حس را القا می کند که سوژه ثابت است اما محیط اطرافش در حال حرکت است!

 

البته این کار و انجام درست این تکنیک نیاز به تمرین بسیار دارد و قطعا در نخستین گام شما موفق نخواهید شد نتیجه مطلوب را به دست بیاورید.

این حالت واقعا جذاب است و شما می توانید به طرق مختلف از آن استفاده کنید و عکس هایی با رنگ های خیره کننده و جذاب ثبت نمایید.حالت شب برای عکس برداری در محیطی ست که نور کمی دارد.در این حالت دوربین سرعت شاتر را کاهش می دهد تا بتواند جزئیات پس زمینه را دریافت کند و همچنین از شلیک فلاش برای روشن کردن پیش زمینه و جداسازی آن از پس زمینه استفاده می کند.

 

اگر از این حالت استفاده می کنید بهتر است یک سه پایه را به کار بگیرید، در غیر این صورت پس زمینه عکستان تار می شود، البته شما می توانید از این حالت استفاده کرده و پس زمینه عکس تان را تعمدا تار نمایید، مخصوصا اگر در شرایطی باشید که در پس زمینه نورهای متفاوت و زیادی وجود داشته باشد استفاده از این حالت می توانید نتیجه ای جذاب را خلق کند.به همین دلیل در مهمانی هایی که دارای رقص نور هستند معمولا از این حالت استفاده می شود.



:: بازدید از این مطلب : 37
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : پنج شنبه 31 فروردين 1396 | نظرات ()
نوشته شده توسط : webhostteam

آیکن حالت فیلم برداری
این حالت دوربین شما را از یک دوربین عکس برداری به یک دوربین فیلم برداری تبدیل می کند.اکثر دوربین های دیجیتال جدید حالت فیلم برداری را دارند و در این حالت ضمن فیلم برداری به ضبط صداها نیز می پردازند.

 

البته قطعا کیفیت فیلم برداری آن ها پایین تر از دوربین های استاندارد فیلم برداری ست، اما این حالت در شرایطی که شما به سوژه ای برخورد می کنید که دیگر گرفتن یک عکس برایتان کفایت نمی کند و باید از آن فیلم بگیرید، بسیار کارآمد خواهد بود.البته به یاد داشته باشید ذخیره فیلم نسبت به عکس فضای بیشتری در کارت حافظه دوربین تان اشغال می کند.


آنچه در بالا ذکر شد حالاتی ست که امروزه در اکثر دوربین های دیجیتال موجود است، اما در گذشته حالات دیگری نیز وجود داشته که در زیر به شرح تفضیلی آن ها می پردازیم:
حالت پانورامیک: این حالت برای گرفتن عکس های پانوراما بوده و این اجازه را میداده که با چسباندن چند عکس به هم، یک عکس پانوراما تولید کنید.

 

حالت برفی: این حالت کمک می کرد تا نور زیادی که از برف بازتاب می شود آسیبی به عکس نرساند و در عکس تاثیر منفی ای نگذارد.

 

حالت آتش بازی: برای عکس برداری از صحنه های آتش بازی و صحنه هایی که آتش در آن وجود داشت استفاده میشده.

 

حالت کودکان و حیوانات خانگی: برای عکس برداری از سوژه های متحرک استفاده میشده و عملکردی شبیه به حالت ورزشی داشته است.

 

حالت زیر آب: عکس برداری در زیر آب شرایط نوری مخصوص به خود را دارد که گویا این حالت مخصوص این نوع از عکس برداری بوده.

 

حالت ساحلی: برای عکس برداری در محیط های پرنور مانند سواحل استفاده میشده است.

حالت های نیمه اتوماتیک
حالت تقدم دیافراگم:
این حالت در دوربین های دیجیتال با حرف A یا عبارت AV نشان داده می شود.این حالت در حقیقت نیمه اتوماتیک یا به عبارت دیگر نیمه دستی است.در این حالت شما عدد دیافراگم را مشخص می کنید و دوربین به شکل خودکار بقیه تنظیمات از جمله سرعت شاتر،ایزو و تراز سفیدی را با عدد دیافراگمی که مشخص کرده اید هماهنگ می کند.

 

این حالت زمانی به کمکتان خواهد آمد که شما نیاز دارید عمق میدان را خودتان مشخص نمایید (معمولا برای سوژه های بی حرکت که نیازی به تنظیم دستی سرعت شاتر ندارند استفاده می شود).

 

اگر عدد دیافراگم بالاتری را انتخاب کنید به این معنی ست که روزنه دیافراگم بسته تر است و نور کمتری به حسگر می رسد و عمق میدان بیشتری دارید (مقدار بیشتری از صحنه در فوکوس خواهد بود) و دوربین شما سرعت شاتر پایین تری را انتخاب می کند، اما اگر عدد دیافراگم پایینی را انتخاب کنید همه چیز بر عکس می شود، یعنی روزنه دیافراگم باز تر است و نور بیشتری به حسگر می رسد و شما عمق میدان کمتری خواهید داشت و به طبع دوربین سرعت شاتر بالاتری را انتخاب می کند.

 

حالت برگ درختان: این حالت اشباع رنگ را افزایش می داد و باعث میشد رنگ ها جسورانه تر در عکس ثبت شوند.



:: بازدید از این مطلب : 39
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : پنج شنبه 31 فروردين 1396 | نظرات ()
نوشته شده توسط : webhostteam

وقتی شما حالت پرتره را انتخاب می کنید، دوربین شما به شکل خودکار روزنه دیافراگم را باز می کند یعنی عدد دیافراگم کوچکی را انتخاب می کند.شاید این سوال برای شما پیش بیاید که دلیل این اتفاق و این عملکرد دوربین شما چیست؟! دلیلش کاملا روشن است،با این کار عمق میدان کاهش پیدا می کند زیرا در عکس های پرتره شما نیاز به یک بک گراند تار (خارج از فوکوس) دارید تا سوژه با قرار گرفتن در فوکوس از پس زمینه جدا شود و به خوبی مخاطب را جذب کند.

 

حالت پرتره در شرایطی که شما قصد عکاسی از یک سوژه یا شیء واحد و تنها را داشته باشید بهترین عملکرد را خواهد داشت زیرا سوژه را کاملا واضح نشان می دهد، به شکلی که نظر بیننده را جلب کند.البته اگر از این حالت برای سوژه های انسانی استفاده می کنید بهتر است شانه و سر سوژه ها را در کادر قرار دهید و از قرار دادن تمام قد سوژه ها در کادر اجتناب کنید تا نتیجه ای بهتر را به دست بیاورید.

 

همچنین اگر با استفاده از این حالت در حال عکاسی از سوژه انسانی بودید و خورشید نیز در کادر شما و یا پشت سوژه ها وجود داشت بهتر است از فلاش دوربین تان استفاده کنید تا با استفاده از نور پر کننده از قرار گرفتن صورت سوژه ها در سایه و تیره شدن آن ها جلوگیری کنید.

حالت ماکرو این اجازه را به شما می دهد که بیشتر به سوژه ی خود نزدیک شوید و یک عکس بسته از نمای نزدیک یا اصطلاحا کلوز آپ بگیرید.این حالت برای عکس برداری از گل ها، حشرات و اشیای کوچک دیگر بسیار مناسب و کارآمد است.قابل ذکر است دوربین های دیجیتال مختلف با توجه به امکانات و خصوصیات شان، در حالت ماکرو توان و قابلیت متفاوتی از خود به نمایش می گذارند و حداقل فاصله فوکوس آن ها متفاوت خواهد بود.

 

معمولا این فاصله بین ۲ تا ۲۰ سانتی متر خواهد بود.زمانی که شما از حالت ماکرو استفاده می کنید به این نکته توجه داشته باشید که انجام فوکوس در فاصله ی کوتاه سخت تر است زیرا عمق میدان کاهش چشم گیری پیدا می کند و گاها تا چند میلی متر نیز می رسد! سعی کنید دوربین تان و سوژه ای که قصد عکس برداری از آن را دارید به شکل موازی در یک خط قرار دهید، اگر به هر دلیلی نتوانید این کار را انجام دهید به احتمال قوی مقدار زیادی از عکس شما خارج از فکوس خواهد بود.

 

شما قطعا به این نکته پی خواهید برد که در این حالت بهتر است از فلاش دوربین تان استفاده نکنید، زیرا به دلیل فاصله بسیار کوتاه دوربین و به طبع فلاش دوربین تان نسبت به سوژه می تواند موجب سوختن سوژه در عکس و یا اصطلاحا اُور اکسپوز شدن آن شود.در آخر باید یادآور شویم که استفاده از سه پایه در این حالت می توانید بسیار کارآمد و مفید باشد، زیرا در عکس های ماکرو معمولا عمق میدان بسیار کم است و کوچک ترین حرکتی در دوربین می تواند باعث خارج شدن سوژه شما از محدوده فوکوس شود و نتیجه دلخواه را حاصل نکند.



:: بازدید از این مطلب : 39
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : پنج شنبه 31 فروردين 1396 | نظرات ()

صفحه قبل 1 2 صفحه بعد